زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و ششم

1392/11/26 9:32
نویسنده : الی
273 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

این روزا یه حال خوشی دارم ... یه حس سرخوشی .... این حس به خاطر پررنگ شدن حضور تو تو فکر و خیالمه و شاید تو دلم

چهارشنبه شب یه خواب دیدم .... یه خواب با یه حس خیلی خوب ... یه خواب با یه عالمه گریه از سرشوق

خواب دیدم من خاله نرگس و پسر گلش اردوان خان رو تو یه بیمارستان دیدم

بابای تو بابای اردوان هم اونجا بودن و حسابی با هم دوست شده بودن

خاله نرگس میخواست بره پیش دکترش و من هم همراهش رفتم

خانوم دکتر منو سونو کرد و بهم گفت یه نی نی 5 هفته ای دارم  .... گفت سالمه و البته دختر هم هست

من با تعجب بهش گفتم اولا که هنوز معلوم نیست نی‌نی تو دل من باشه

دوما که الان نی‌نی خیلی کوچولوئه برا دیدن جنسیت .. ولی خانوم دکتر اصرار داشت که دستگاه من خیلی پیشرفته است و از الان بارداری و جنسیت رو نشون میده

ته دلم خیلی خوشحال بودم  ... انگار مطمئن بودم به بودنت

بابات اومد تو اتاق خانم دکتر و وقتی خبرش رو دادیم بهش کلی ذوق کرد و کلی گریه...

همونجا تو دلم گفتم تو زمان بارداریی باید بیام پیش این خانوم دکتر 

 

بعدا که برای خاله نرگس خوابم رو تعریف میکردم میگفت ایشالا خیره ... اردوان جون سیده و ایشالا خبرای خوشی در راههچشمک

از اون به بعد این خواب بین من و بابات معروف شده به خواب سید اردوانی قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

پرتو
26 بهمن 92 12:29
به به چه خواب قشنگی دیدی عزیزم انشاالله که خیره و قراره به زودی یه فرشته ناز مهمون دلت شه دوستم منم برات دعا میکنم
الی
پاسخ
ممنونم پرتوی عزیزم
نیلوفر
26 بهمن 92 19:08
ای جونم. منتظرم که این خواب هر چه زودتر تعبیر به خیر بشه. خدایااااااااااااااااااااااااااااا خدای مهربونم برای تو که کاری نداره خدا جون.
الی
پاسخ
ایشالا دخمل طلا در جه حاله؟؟
نرگس
26 بهمن 92 19:55
سلام عزیزم من مامانه اردوان از طرف اردوان میگم:خاله جونم ایشالا زودی خوابت تعبیر میشه یه نی نی گل و سالم میاد توی دلت و بعدم میاد بغلت,بعدم با شیطونیاش پوستت رو میکنه تا بفهمی مامان بودن یعنی چی,بعدم همین دیگه,خدایا خدایا خدایااااااااا زودی یه نی نی بده به خاله الی
الی
پاسخ
فدای اردوان و مامان خوشگلش
مامان نگار
27 بهمن 92 9:07
چه عجب خانم یه سر به وبشون زدن.خوشحالم که روحیه بهتری پیدا کردی .منم میگم ایشا...خیره. امیدوارم هر چه زودتر خبرای خوبی برات از راه برسه.سال نو و زندگی نو رو برات از خدا میخوام
الی
پاسخ
مامان نگار جون ممنون از لطفی که بهم داری و میای اینجا سر میزنی این چند وقته حس و حالی نبود برا نوشتن الان خیلی بهترم
مامی یاسین
29 بهمن 92 11:30
الی عزیزم انشالله خوابت به خیریت تعبیر بشه
الی
پاسخ
ایشالا
یاسمن
29 بهمن 92 20:25
وای چه خواب شیرینی ایشالا که به زودی تعبیر میشه عزیزم
الی
پاسخ
ممنون عزیزم ایشالا
آغوشی برای گریه
30 بهمن 92 5:34
سلام الی جون.انشالله خوابتون خیرهست.خوشحالم که امیدوارید.انشالله همه ی مامانهای منتظر با رسیدن سال نو و عید ،هدیه شونو از خدا بگیرن...من هم یک منتظرم.دعام کنید.البته من دیگه انتظارم خییییییییلی طولانی شده اما بازم نا امید نیستم .راستی برای شرکت در یک ختم قران دسته جمعی که با حضور مامانهای منتظر برگذار میشه میتونید به این وبلاگ مراجعه کنید :نامه های عاشقانه یک زن که مادرنبود.داخل لینکهای خودم هست.اعلام آمادگی کنید تا بگن که حزب چند رو بخونید.ممنونم گلم.
الی
پاسخ
ممنون عزیزم که اومدی وبلاگت رو لینک میکنم ایشالا تو اون ختم هم شرکت میکنم ایشالا هر چه زودتر انتظار شما هم به پایان برسه
سکوت
1 اسفند 92 1:48
سلام عزیزم.حزب 3 از جز 7 قبول باشه لینک شدی دوست خوبم
منتظر لطف خدا
1 اسفند 92 16:30
چه خواب خوبی انشالله به زودی تعبیر میشه عزیزم
الی
پاسخ
ایشالا
سکوت
5 اسفند 92 0:59
ما همچنان ادامه میدهیم.اگر بازهم قصد همراهی دارید اطلاع دهید
سکوت
5 اسفند 92 11:12
عزیزم سلام.سودابه جون مرحله سوم بود و ما الام مرحله پنجم هستیم.جزهای سودابه جون خیلی وقته تموم شده.اگه برای دوستان دیگه خواستی خبر بده. (هرچند عزیزم این یه ختم قران و در کل برای همه دوستان دعا میشه.چه کسایی که می خونن و چه کسایی که براشون خونده میشه)
سکوت
5 اسفند 92 14:30
سلام عزیزم.بووووووووووس حزب 2 از جز 14 قبول باشه انشاالله به زودی
سکوت
9 اسفند 92 20:53
مرسی عزیزم از حضور دوبارت.قبول باشه. حزب یک از جز 17
سکوت
10 اسفند 92 21:38
سلام عزیزم این دوره مربوط به شماست
lili
14 اسفند 92 18:03
اشک تو چشام جمع شد..با تمام وجود دعا میکنم برات که یه نینی خوشگل خدا بهت بده که خاطراتشو همینجا بنویسی..چه دنیای نامردی...ولی غصه نخور گاهی اتفاقایی هستن که نیفتن بهتره...
الی
پاسخ
ممنون عزیزم من هم راضی هستم به رضای اون کسی که میدونه چیا برام اتفاق بیفته بهتره